زين العابدين شيروانى
62
بستان السياحه ( فارسي )
السّرور لاهور و كشمير خلد نظير و از بلده پيشاور دو مرحله دور و قصبهايست موفور السّرور از بناهاى جلال الدّين اكبر شاه بن نصير الدّين همايون ابن ظهير الدّين بابر شاه كوركانى است اتك در لغت ترك دامن باشد و نهايت را نيز كويند و چون آن ملك آخر كابلستان و اوّل هندوستانست بدين جهت آن محلّ را اتك خوانند و اتك خراسان نيز آخر خراسان و اوّل ملك توران و جرجانست اتك هندوستان از اقليم سيّم و هوايش بسيار كرم و آبش كوارا و اطرافش دلكشا آن قلعه به كوه متّصل و رود بزرك مانند دجله بغداد از كنار آن مىكذرد و سه طرف آن كرفته و سمت مغربش كشاده و اكثر مشتهياتش مهيّا و آماده است دور آن قلعه قرب نيم فرسخ باشد از سنك تراشيده در غايت متانت انجام رسانيدهاند قرب دو هزار باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست كمتر مردمش مسلمان و اكثرش هندوست و نان قاتلمه كه قسمى از نانهاى روغنى است و در ساج پخته نمايند و خوراك تركان و متداول در ميان ايشانست در اتك بهغايت ممتاز سازند و طايفه تركان نيز خوب به عمل آورند و تكيهايست در آنجا برود متّصل راقم در آن تكيه درويشى را ملاقات نمود كرمعلى نام مريد نادر على شاه بود باخلاق پسنديده و اوصاف حميده آراسته و در فقر و فنا و صدق و صفا مرتبه حاصل كرده بود او را مريدى بود دلربا شاه كفتندى جمعى مدّعى بودند كه دلربا بر روى آب مانند هوا مىرود راقم براى العين نديده و كرد انكار نيز نكرديده شايد قابل اين مرتبه باشد زيرا كه انسان جوهر قابل و كوهر كامل است نظم كار نه اين كنبد كردان كند * آنچه كند همّت مردان كند رود اتك آب بزركست و از دو سمت برمىخيزد و نصف آن از جانب مغرب و از جبال باميان و غوربند و هزاره برخواسته و از كنار و قرب جوار كنر و جلالآباد كذشته و قريه دكّه و ملك دوابه و ختك عبور نموده از كنار اتك مىكذرد و نصف ديكر رود آباسى نام دارد از شمال برخواسته و از صحراى چچهزاره عبور كرده در يك فرسخى اتك رود بزرك كرديده و در قرب اتك داخل رود اوّل كشته و چند منزل كذشته آنكاه برود جيلم و راوى داخل شده و از ميان ملك سند عبور كرده به درياى سند مىريزد اين رود در سند مانند شط العرب كردد و بهغايت عريض و عميق شود راقم كويد كه قلعه اتك و رود آن مكرّر به نظر رسيده و مشاهده كرديده است ذكر اجمير بفتح اوّل و سكون جيم و ميم مع الياء و راء الموقوفه شهريست عظيم و بلدهايست از قديم از صوبهء چين و آن كشور را قرّة العين است قرب ده هزار خانه عالى در اوست و قراء خوب و نواحى مرغوب از مضافات اوست و قليل مردمش مسلمان و غالبش هندوست و ارتفاعات كرمسيريش بهغايت نيكوست از اقليم دويّم و هوايش كرم و آبش وسط و قبر خواجه معين الدّين چشتى در وسط آن شهر زيارتكاه طوايف انام و عبادتكاه كفر و اسلام است اكرچه راقم نديده ليكن به قربش رسيده و مردمش بسيار ديده است ذكر اچين بضمّ اوّل و فتح ثانى و سكون ياء و نون صوبهايست از كشور هندوستان و مشتملست بر بلاد فراوان و قصبات بسيار و قراء بيشمار اكثرش از اقليم دويّم و قليلى از سيّم هوايش كرم و آبش از چاه و سازكار و فواكه كرمسيريش بسيار اغلب مردم آن ديار هندوان و قليلى مسلمان و همكى بلادش در زمين هموار اتّفاق افتاده و جوانب اربعهاش بهغايت كشاده است همواره مقرّ ملوك ذى شوكت و سلاطين با حشمت بوده و مدّتهاى مديد در آن ديار حكومت نمودهاند اكثر سكنهاش هندوان و قليلى مسلمان حنفى و اقلّ قليل اهل ايمانند اكرچه فقير اچين نديده امّا بقرب جوارش رسيده و با اهل اچين صحبت نموده است ذكر احمدآباد دكن نام شهريست در كشور هندوستان و چند موضع است در بلاد سند و چند قريه است در ملك عراق و فارس مراد راقم در اين مقام احمدآباد كجرات است وى شهر بزرك و مدينه سترك بوده و او را احمد شاه ابن تاتار خان مظفّريه احداث نموده و ان شهر را دار الملك خويش فرموده اكنون قرب بيست هزار باب خانه در اوست و چندين نواحى معموره از مضافات اوست اكثر مردم آن ديار هندواند و ديكر شيعه اماميّه و ديكر حنفى